![]() |
nightnet |
![]() |
| meshkiposh |
|
یک عکس ناز
|
![]() |
|
اشیانه شیطان
|
|
اينجا ستاره ها همه خاموشند
اينجا فرشته ها همه گريانند اينجا شکوفه هاي گل مريم بي قدر تر ز خار بيابانند اينجا نشسته بر سر هر راهي ديو دروغ و ننگ و رياکاري در آسمان تيره نمي بينم نوري ز صبح روشن بيداري بگذار تا دوباره شود لبريز چشمان من ز دانهء شبنمها رفتم ز خود که پرده براندازم از چهر پاک حضرت مريمها با اين گروه زاهد ظاهر ساز دانم که اين جدال نه آسان است شهر من و تو طفلک شيرينم ديريست که آشيانهء شيطان است |
|
عشق
|
|
عشق يعني لايق مريم شدن
عشق يعني با خدا هم دم شدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي يعني سراب عشق يعني خواستن و له له زدن عشق يعني سوختن و پر پر زدن عشق يعني سال هاي عمر سخت عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ عشق يعني با " خدا يا " ساختن عشق يعني چون هميشه باختن عشق يعني حسرت شب هاي گرم عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني يک بيابان خاطره عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره عشق يعني گفتني با گوش کر عشق يعني ديدني با چشم کور عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لحظه ها عشق يعني آبي يه بي انتها عشق يعني يک سوال بي جواب عشق يعني رفتن توي خواب |
|
راز گل سرخ
|
|
کار ما نيست شناسايي گل سرخ
کار ما شايد اين است که در افسوس گل سرخ شناور باشيم سهم من از گل سرخ يک نگاه گيراست به گل سرخ نگاه کنيد راستش را بگوييد عاشقش نشديد اگر نگاه ما بر گل سرخ اسماني باشد عطرش که بر مشام ما ميرسد عطر تمام احساس عاشقان است سهم تو از گل سرخ اين است گل سرخ وقتي که مرد و خشکيد ان را رها ميکني يا در ابش مياندازي سهم ما از گل سرخ يک زيبايي محض است زيبايي که حسش بردلها تا ابد مي ماند |
|
عاقبت روزي فرا خواهد رسيد
|
|
عاقبت روزي فرا خواهد رسيد
که سر انگشت فلک طالع سعد به کار من وتو مي سازد عاقبت روزي فرا خواهد رسيد که من عاشق تو به تمناي نگاهت دل خود مي بازد عاقبت يک روز ميدانم که من زير سقف آسمان بيکران مي گذارم سر بروي شانه ات عاقبت يک روز ميدانم که من يک بغل نيلوفر آبي عشق مي فشانم بر قد دردانه ات اي تو اي نابترين اي تو ناياب ترين عاشقي هست که در حسرت تو مي سو زد و به عشقت شب خود را به سحر مي دوزد اي تو اي دختر عشق خبري هست که با باد صبا مي گويم و نشان رخ دلجوي تو را در دل حادثه ها مي جويم اي تو اي پاکترين اي غزلناکترين در گذرگاه فصول قلب خود را چو چراغي به سر ناروني خواهم کاشت تا نسيمي ز شميم خوش تو خبري تازه بيارد به برم من تو را خواهم داشت اي تو جذابترين پر تب و تاب ترين باغبانم من اگر قدمت بر سر گلزار دلم بگذاري |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| پیوندها |
|
RSS
|